هیچکس نیست
هیچوقت هیچکس نبوده
یعنی همیشه همه بوده اند
ولی کسی که باید وقت دلهره و بلاتکلیفی حرفت را بفهمد نبوده.
چه می کنم؟
چه خبر است؟
حداقلش دلم خوش است که حالا دیگر حال دلم به تعریف و تمجید ادمهای حالی به حالی که خودشان همحالشان را نمی فهمند بند نیست.
نیست. واقعا نیست.
ولی وقتی حالم به حال و احوال و احوالپرسی کسی بند نیست
از این بی تعلقی احساس ملال میکنم.
دلم یک حادثه هیجان آور میخواهد
برچسب:
نویسنده: پرهام صالحی